تمدن علمی
کتاب فلسفه هنر نوشته گئورگ ویلهلم فریدریش هگل ترجمه نیلوفر آقاابراهیمی توسط انتشارات تمدن علمی با موضوع هنر، فلسفه، روانشناسی به چاپ رسیده است.
1. مقدمه هگل بر فلسفهٔ هنر به مثابهٔ دانش زیباشناسی
در این بخش، هگل توضیح میدهد که چرا هنر یکی از عالیترین تجلیهای روح انسانی است و چگونه فلسفهٔ هنر باید فراتر از نقد سلیقهای، به شناخت ماهیت هنر بپردازد.
او نشان میدهد که هنر بخشی از تحقق «روح مطلق» است و نقش تاریخی و معرفتی هنر را روشن میکند.
2. تعریف زیباشناسی و رد استدلالهای مخالف
اینجا زیباشناسی بهعنوان دانشی فلسفی تعریف میشود که موضوعش شناخت هنر و زیبایی است، نه فقط داوری ذوقی.
هگل در این بخش با استدلالهایی مخالفت میکند که:
هنر را صرفاً سرگرمی میدانند،
یا باور دارند زیبایی قابل تعریف فلسفی نیست.
او بر امکان «دانش زیباشناسی» تأکید میکند.
3. روشهای نگرش علمی
هگل توضیح میدهد که برای بررسی هنر باید از:
روش تاریخی،
روش مفهومی (دیالکتیکی)،
و روش تطبیقی
استفاده کرد.
هنر امری ذوقی نیست، بلکه تاریخی، عقلانی و متکی بر تحول روح است.
4. تقسیمبندی هنر زیبا به مثابهٔ کلی سازمانیافته
هگل هنر را همچون «کلیتی منسجم» دستهبندی میکند.
او سه دوره تاریخی هنر را مطرح میکند:
هنر سمبلیک
هنر کلاسیک
هنر رمانتیک
و نشان میدهد که هنر چگونه از فرمهای بدنی به فرمهای روحانیتر حرکت میکند.
فلسفه هنر میشله
5. فلسفهٔ هنر میشله به مثابه دانش زیباییشناسی
در این بخش آثار و آرای «هانری میشله» یا «کارل میشِلِت» (از شارحان هگلی) بررسی میشود.
میشله تلاش میکند دستگاه زیباشناسی هگل را نظاممندتر کند و آن را بهعنوان «علم زیبایی» بازسازی نماید.
6. کلیت زیباییشناسی
در این فصل دربارهی این صحبت میشود که زیباشناسی یک علم یکپارچه است که:
قوانین زیبایی،
ساختارهای هنر،
کارکردهای هنری،
و جایگاه هنر در فرهنگ
را بررسی میکند.
این بخش معمولاً نگاه کلگرایانهی هگلی به هنر را شرح میدهد.
هنرهای پنجگانه در نظام هگل
7. هنر فرممحور
هگل هنرها را «فرممحور» یا «مادیمحور» طبقهبندی میکند:
معماری
هنری که بیشتر با مادهی خشن و فرمهای بزرگ سروکار دارد و به فضای بیرونی و کاربردی وابسته است.
مجسمهسازی
گامی به سوی روحگرایی بیشتر؛ ترکیب بدن انسانی با ماده، و بازنمایی روح در کالبد.
نقاشی
هنری ذهنیتر؛ گذر از جسمانیت سخت به سطوح دوبعدی و رنگ. اینجا ذهنیت و فردیت هنرمند برجستهتر میشود.
8. هنر موسیقی
موسیقی برای هگل «روحانیترین هنر» در میان هنرهای غیرزبانی است.
در موسیقی ماده (صدا) کاملاً لطیف میشود و احساسات و درونیات روح نشان داده میشود.
این هنر گذر از فرممحوری به درونگرایی است.
هنر در قالب کلام
9. هنر شعر
شعر بالاترین و روحانیترین گونه هنر است، چون مادهاش زبان است.
در شعر، اندیشه و تخیل در شفافترین شکل خود ظاهر میشود.
هگل شعر را اوج هنر رمانتیک میداند.
10. هنر در قالب کلام (عمومی)
این بخش معمولاً شامل بررسی هنرهای گفتاری شامل:
شعر
نمایشنامهنویسی
حماسه
و دیگر اشکال زبانمحور
میشود و اهمیت زبان بهعنوان شفافترین رسانهٔ روح مورد تأکید قرار میگیرد.